الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

50

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

نداشته است . هنگامى كه نهج البلاغه را ورق مىزنيم امام را بر كرسى حكومت و رهبرى امّت مىبينيم كه آيين كشوردارى را براى استانداران و فرمانداران خود شرح مىدهد ، رموز انحطاط و اوج گرفتن تمدّنها ، سرنوشت اقوام ظالم و ستمگر و راه وصول به يك آرامش اجتماعى و سياسى و نظامى را با پخته‌ترين عبارات بيان مىكند آن چنان كه گويى در سر تا سر عمر كارى جز اين نداشته است . دگر بار آن را باز ورق مىزنيم امام ( ع ) را بر مسند درس اخلاق و تهذيب نفوس و تربيت ارواح و افكار مىبينيم ، مرد وارسته‌اى به نام « همّام » از او تقاضاى درس جديد در زمينهء صفات و روشهاى پرهيزگاران كرده و آن چنان تشنه است كه با يك پيمانه و دو پيمانه سيراب نمىگردد . امام دريچه‌هاى دانش سرشار خود را به روى او گشوده ، آن چنان درس پارسايى و وارستگى و پرهيزگارى به او مىدهد و حدود يك صد صفت از صفات آنها را در عباراتى محكم ، عميق و نافذ براى سالكان راه حق برمىشمرد ، گويى كه قرنها بر همين مسند و همين جايگاه به ارشاد خلق و تربيت نفوس و تدريس اخلاق پرداخته است ، تا آنجا كه سؤال كننده پس از شنيدن اين گفتار صيحه‌اى مىزند و نقش بر زمين مىشود ! و اين گونه نفوذ سخن چيزى است كه در تاريخ سابقه ندارد . به راستى اين صحنه‌هاى مختلف نهج البلاغه كه هر كدام در نوع خود كم نظير يا بىنظير است ، از اعجاب‌انگيزترين ويژگيهاى اين كتاب بزرگ محسوب مىشود . تعبيرات بزرگان پيرامون جاذبهء نهج البلاغه تعبيراتى كه دانشمندان بزرگ در زمينهء جاذبه‌هاى نهج البلاغه دارند نيز شاهد گويايى بر مطالب بالاست :